جا به جایی مایع گوش و سرگیجه

جا به جایی مایع گوش

آیا می دانید تغییر دروضعیت مایع گوش حس تعادل یا سرگیجه را در ما ایجاد می کند؟  گوش داخلی یکی از اعضای مهم بدن در حس تعادل و حفظ آن به شمار می رود.

گوش داخلی علاوه بر این که باعث تبدیل تحرک ذرات هوا یا همان صدا به سیگنال های عصبی می شود، با سیستم سه بعدی خاصی به نام کانال های نیم دایره، گروهی از سیگنال های عصبی لازم برای حس تعادل و حفظ آن را به مغز ارسال می کند. البته واضح است که به جز گوش داخلی و مایع گوش، مغز، چشم، عضلات، مفاصل و رشته های عصبی هم در حفظ تعادل نقش مهمی ایفا می کنند.

در این نوشتار بیشتر از همه به نقش بسیار مهم مایع گوش در حفظ تعادل و جابه جایی مایع گوش در سرگیجه اشاره خواهد شد. از شما دعوت می شود این نوشتار را تا انتها مطالعه بفرمایید.

برای خواندن مقاله « واکسن کرونا و سرطان گوش» کلیک کنید

آشنایی با سیستم تعادلی در گوش

به سیستم تعادلی بدن در زبان انگلیسی عبارت vestibular system اطلاق می شود. وستیبولار به معنای حفره ای یا دهلیزی است. در ادامه خواهید دید که چرا به سیستم تعادلی بدن عبارت وستیبولار گفته می شود.

سیستم تعادلی یا دستگاه وستیبولار گوش چیست؟

جا به جایی مایع گوش

سیستم وستیبولار یکی از بخش های حسی گوش داخلی است. این دستگاه به احساس تعادل و حفظ تعادل بدن در حالت ایستاده کمک شایانی می نماید. یکی از کارهای بسیار مهم دیگری که این سیستم به انجام می رساند ارسال اطلاعات لازم به مغز است که در نهایت باعث هماهنگی کامل حرکات سر و چشم ها می شود.

سلول حسی نهایی سلولی است که یک تحریک فیزیکی را به سیگنال عصبی تبدیل می کند. اگر بخواهیم خیلی دقیق به داخل سیستم وستیبولار گوش (یا همان بخش تعادلی گوش داخلی) نگاهی ریزبینانه بیندازیم، دو گروه سلول های حسی نهایی در آن وجود دارند:

  • سلول های موجود در کانال های نیم دایره ای که به حرکات چرخشی حساس هستند و شتاب زاویه ای را احساس می کنند.
  • سلول های موجود در دو دهلیز (دو بخش کروی داخل گوش میانی) به نام های اوتریکل و ساکول شناخته می شوند. این بخش از گوش میانی به تغییرات وضعیت سر حساس است و مسئول درک شتاب خطی هر فردی است.

بیشتر اعضای حسی بدن انسان طوری آفریده شده اند که تغییرات خارج از بدن انسان را درک می کنند. به عنوان نمونه دستگاه شنوایی یک صوت را از بیرون بدن گرفته و به سیگنال های عصبی تبدیل می کند. سیستم تعادلی بدن، برعکس سایر بخش های حسی بدن، طوری طراحی شده است که تغییرات وضعیت خود بدن را درک و به مغز مخابره می نماید.

نقش مخچه در حفظ تعادل بدن چیست؟

برای این که سیستم تعادلی گوش داخلی یا دستگاه وستیبولار بتواند نقش خود در حفظ تعادل بدن  به درستی ایفا نماید، با مخچه در ارتباط است. مخچه بخشی از مغز به شمار می رود که در پشت و پایین جمجمه جای گرفته است.

به جز سیستم تعادلی گوش میانی، مخچه سیگنال های مربوط به وضعیت بدن هر انسان به لحاظ تعادل را از نخاع و ساقه مغز دریافت می کند. این دو ناحیه مسئول حرکات گردن، چشم و بدن به شمار می روند.

چرا سیستم تعادلی بدن در کنار سیستم شنوایی قرار دارد؟

این پرسش بسیار دقیقی است. آیا حس شنوایی با حس تعادل ارتباطی دارد که این دو سیستم هر دو در فضایی کوچک و در گوش داخلی قرار گرفته اند؟ پاسخ پیچیده نیست.

حلزون گوش (که در گوش داخلی مسئولیت تبدیل صدا به سیگنال های عصبی را بر عهده دارد) و سیستم وستیبولار (ارگان حس تعادل و حفظ آن) هر دو به لحاظ جنینی یک منشا دارند.

در زمانی که هنوز جنین فقط توده ای از سلول است که هیچ یک هنوز عضوی را تشکیل نداده است، یک برجستگی حاوی چندین سلول به وجود می آید که به آن دانه گوش یا در زبان انگلیسی otic vesicle گفته می شود. سلول های دانه گوش بعدها تمایز پیدا می کنند و دو گروه کارکردی بدن را در یک حفره استخوانی تشکیل می دهند: سیستم وستیبولار و حلزون گوش که با هم به نام گوش داخلی معروف هستند.

بنابراین ملاحظه می شود که علت عملکردی و ارتباط کاری بین این دو سیستم موجود در گوش داخلی وجود ندارد بلکه فقط این دو ارگان حسی در کنار هم در گوش داخلی جای گرفته اند.

تاریخچه آناتومی گوش

متخصصین آناتومی در قرون هیجده و نوزده میلادی تصور می کردند که هم سیستم وستیبولار و هم حلزون شنوایی هر دو مسئولیتی در حس شنوایی دارند. آنها تصور هم نمی کردند که بخشی از گوش داخلی مسئول حس تعادل و حفظ بدن در حالت روی دو پا باشد.

آنها چنین تصور می کردند که کانال های نیم دایره ای که به صورت عمود بر هم در سه بعد فضایی قرار دارند در احساس جهت صدا و تشخیص محل منبع صدا نقش دارند که به نوبه خود در آن زمان ایده ای هوشمندانه به شمار می رفت.

شاید نخستین کسی که در سال 1824میلادی به نقش سیستم وستیبولار در حفظ تعادل پی برد یک دانشمند فرانسوی به نام ماری-ژان-پیر فلوران باشد. وی در یک کبوتر به ترتیب کانال های نیم دایره ای را یک به یک قطع کرد. با قطع هر یک از این کانال های نیم دایره ای در این کبوتر، حرکات عجیب سر و در نهایت عدم تعادل بدن رخ داد.

نکته جالبی که این پژوهشگر فرانسوی به آن پی برد این بود که با قطع هر یک از کانال های نیم دایره ای حرکات عجیب سر در همان صفحه موقعیت کانال نیم دایره ای رخ می داد. برداشتن کانال های نیم دایره ای هیچ تاثیری در شنوایی کبوترها نداشت.

همین پژوهشگر در یک مطالعه دیگر اعصاب خروجی حلزون شنوایی کبوترها را قطع کرد و متوجه فقدان حس شنوایی آنها شد بدون این که حس تعادل دچار مشکلی شده باشد. متاسفانه تا حدود پنجاه سال بعد از انتشار نتایج تحقیقات مهم این دانشمند جهان علم متوجه اهمیت سیستم وستیبولار در حس تعادل نشد.

به عبارت دیگر این دانشمند فرانسوی پنجاه سال از درک و فهم علمی مردم زمانه خود جلوتر بود.

چگونه تعادل خود را حفظ می کنیم؟

پس از آشنایی با سیستم وستیبولار که مسئول حفظ تعادل و پیشگیری از سرگیجه است، اکنون تشریح چگونگی کارکرد این سیستم در حفظ تعادل می پردازیم. بدیهی است در صورت عدم کارکرد درست این مجموعه، سرگیجه در فرد رخ می دهد.

درک و شناسایی شتاب زاویه ای: تعادل دینامیک

جا به جایی مایع گوش

سه کانال نیم دایره ای در گوش داخلی قرار دارند. این سه کانال نسبت به هم حالت عمود قرار دارند. این حالت ویژه کانال های نیم دایره ای، این امکان را فراهم می کنند که همه تحرکات انسان در هر سه بعد فضایی قابل تشخیص شود.

درون کانال های نیم دایره ای با مایعی به نام اندولنف پر شده است. وقتی سر به هر طرف حرکت می کند، تمایل مایع به باقی ماندن در موقعیت قبلی (که به آن اینِرسی می گویند) باعث می شود اندولنف دیرتر حرکت کند. در نتیجه این تاخیر، بخش هایی درون کانال نیم دایره که حاوی سلول های مویی (دارای موهای ظریف در نوک سلول) هستند، توسط مایع اندولنف خمیده می شوند.

با ثابت شدن سر در یک نقطه، مایع به حالت سکون می رسد و سلول های مویی هم در وضعیت ثابت قرار می گیرند. در این وضعیت پیام عصبی مبنی بر ثابت بودن وضع سر در آخرین وضعیت به مغز فرستاده می شود.

خمیده یا مستقیم بودن موهای حساس نوک این سلول ها، باعث ارسال پیام های عصبی از گوش داخلی به مغز می شود. این پیام همراه با پیام های مربوط به تعادل که از سایر نقاط بدن مانند عضلات و مفاصل به نقاط مشخصی در مغز (به ویژه مخچه) ارسال می شود. مجموعه این پیام ها توسط مغز تفسیر می شود و امکان حفظ تعادل را میسر می سازد.

درک و شناسایی شتاب خطی: تعادل استاتیک

جا به جایی مایع گوش

تعادل فقط مربوط به حرکت چرخشی بدن و سر نیست. در بسیاری از موارد بدن یا سر حرکتی غیرچرخشی دارد. سیستم تعادلی باید بتواند چنین حرکات خطی را هم درک و به مغز مخابره نماید.

بجز کانال های نیم دایره ای در گوش داخلی دو حفره حاوی اندولنف وجود دارد. در نهایت این دو حفره و کانال های نیم دایره ای با هم مرتبط هستند. این دو حفره با نام های اوتریکل (utricle) و ساکول (saccule) شناخته می شوند. در این دو حفره یا دهلیز هم سلول های دارای موهای حساس در نوک این سلول ها وجود دارند. روی سلول های مویی البته با فاصله اندکی در این دو حفره یک غشای حاوی سنگ های ظریف قرار دارد که به آن غشای اتولیتیک (otolithic) گفته می شود.

قرارگیری سلول های مویی در این دو حفره به صورتی است که با حرکات سر یا بدن به جلو و عقب یا چپ و راست (یعنی پدیداری شتاب خطی) موهای حساس برخی از گروه های سلولی دچار تغییر حالت می شوند.

وجود غشای اتولیتیک این مزیت را به وجود می آورد که دستگاه تعادلی می تواند حرکات کلی بدن را هم ثبت کند. یعنی زمانی که در ظاهر  بدن ما حرکت نمی کند اما مثلا در یک خودرو در حال حرکت هستیم. در این موارد یا در موارد تغییرات موقعیتی ظریف، تغییرات حالت موهای حسی به سبب مواج شدن اندولنف بین غشای اتولیتیک و سلول های مویی حس می شود.

تغییر وضعیت موهای حساس در اوتریکل و ساکول، باعث تولید پیام های عصبی مربوطه در این بخش ها می شود. این پیام های عصبی توسط عصب وستیبولار یا همان عصب تعادلی که در مجاروت عصب شنوایی قرار دارد، به مغز ارسال می گردد.

همان گونه که پیش از این هم گفته شد، دریافت این پیام های عصبی از گوش داخلی با سایر پیام های تعادلی که از بقیه بخش های بدن فرستاده شده است، در مغز تعبیر و تفسیر می شود. بدین ترتیب شخص نه تنها از وضعیت موقعیتی کنونی خود اطلاعات لازم را کسب می کند، بلکه از آن برای حفظ تعادل استفاده می کند.

هم اکنون که درباره کارکرد طبیعی سیستم تعادلی و اجزای ریز و حساس آن اطلاعات کافی دریافت شد، وقت خوبی است که درباره ناهنجاری های کارکرد سیستم تعادلی بحث شود.

برای خواندن مقاله « پارگی پرده گوش» کلیک کنید

سرگیجه و اختلالات سیستم تعادلی

جا به جایی مایع گوش

ارتباط بین سیستم تعادلی مستقر در دو گوش انسان به گونه ای است که فعالیت آنها با هم نسبت معکوس دارد. به عنوان نمونه، وقتی سر فرد به سمت چپ می چرخد، ارسال پیام عصبی از کانال نیم دایره ای افقی گوش سمت چپ، کاهش پیدا می کند. در عوض، همزمان پیام های عصبی ارسالی از عضو متقارن سمت راست بیشتر از قبل می شود.

بنابراین مجموع پیام های عصبی ارسالی از هر دو گوش داخلی تقریبا ثابت است. حفظ تعادل به سبب این هماهنگی دقیق بین اجزای تعادلی گوش داخلی در دو طرف بدن انسان میسر می شود.

اگر سیستم تعادلی یک طرف بدن آسیب ببیند، دستگاه وستیبولار طرف مقابل برای جبران آن سیگنال عصبی بیش از حد به مغز می فرستد. این سیگنال های زیاد از یک طرف توسط مغز به صورت حرکت چرخشی با یک ریتم خاص حس می شود که به آن سرگیجه اطلاق می شود. چشم ها در برابر احساس این حرکت دورانی، حرکات ناگهانی به سمت سالم از خود بروز می دهند. به این حرکات ناگهانی چشم نیستاگموس (nystagmus) گفته می شود.

اکنون این پرسش مطرح می شود که اگر سیستم تعادلی هر دو طرف آسیب ببیند، چه اتفاقی می افتد. گاهی اوقات مصرف برخی داروها به خصوص آنتی بیوتیک هایی مانند جنتامایسین، می تواند در برخی افراد به سلول های مویی و حساس در هر دو گوش داخلی چپ و راست آسیب بزند. در این حالت فرد توانایی ایستادن و حفظ تعادل را ندارد و سرگیجه شدید را تجربه می کند. این افراد اصلا نسبت به موقعیت مکانی خود آگاهی ندارند.

افرادی که جوان تر هستند تا این حد به دستگاه تعادلی خود وابسته نیستند. در این افراد سیگنال های عصبی که از مفاصل و عضلات به مغز می رسد همراه با اطلاعات بینایی از راه چشم ممکن است باعث حفظ تعادل گردد. جهت دریافت مشاوره در زمینه گوش و بیماری های مربوط به آن می توانید از دکتر کوهی کمک بگیرید.

منابع:

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on whatsapp
WhatsApp

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *