تومور عصب فاسیال چیست؟ تشخیص و جراحی شوانوم عصب صورت

تومور عصب فاسیال چیست؟ تشخیص و جراحی شوانوم عصب صورت

آخرین بروزرسانی: آبان 2, 1405

تومور عصب فاسیال یا شوانوم عصب صورت، توموری نادر و معمولاً خوش‌خیم است که از سلول‌های شوانِ پوشاننده عصب هفتم مغزی منشأ می‌گیرد؛ عصبی که حرکات عضلات صورت را کنترل می‌کند. این تومور ممکن است باعث ضعف یا فلج صورت، کاهش شنوایی، وزوز گوش و سرگیجه شود. در یک مرور نظام‌مند شامل ۵۰۴ بیمار از ۳۲ مطالعه، ضعف یا فلج صورت و کاهش شنوایی از عوارض مهم این تومور گزارش شدند و محل درگیری عصب در بروز علائم نقش داشت. تشخیص معمولا با معاینه تخصصی و تصویربرداری MRI و در صورت نیاز CT انجام می‌شود. درمان نیز به اندازه و محل تومور، سرعت رشد و وضعیت عملکرد عصب بستگی دارد؛ بنابراین، همه بیماران به جراحی فوری نیاز ندارند.
فهرست عناوین مقاله

ضعف یا پرش عضلات صورت علت‌های مختلفی دارد و در اغلب موارد، این نشانه‌ها به التهاب‌های گذرا یا استرس‌های روزمره مربوط می‌شوند؛ اما به‌ندرت، این علائم می‌توانند با توده‌ای در مسیر عصب فاسیال مرتبط باشند. بررسی دقیق مسیر طولانی عصب و تطبیق یافته‌های تصویربرداری با عملکرد واقعی صورت، قدم اول در ارزیابی این شرایط است. وجود توده در این ناحیه به‌تنهایی به معنای نیاز فوری به مداخله یا جراحی نیست. گاهی شتاب در درمان تهاجمی، آسیب‌های به‌مراتب جبران‌ناپذیرتری نسبت به خود بیماری ایجاد می‌کند.

برای اتخاذ بهترین تصمیم، وضعیت بالینی بیمار، سرعت پیشرفت ضعف عضلانی و درگیری سایر اعصاب مجاور باید به‌دقت سنجیده شود. در واقع، مسیر درمان بر اساس میزان اختلال عملکرد صورت و پتانسیل رشد ضایعه تعیین می‌گردد، نه صرفاً بر پایه گزارش یک تصویربرداری ساده. در این مسیر، حفظ کیفیت زندگی و عملکرد طبیعی فرد همواره در اولویت قرار دارد.

شوانوم عصب فاسیال چیست و در کدام بخش‌های مسیر عصب دیده می‌شود؟

تومور عصب فاسیال یا همان شوانوم عصب صورت، یک توده خوش‌خیم است که از سلول‌های شوان (سلول‌های پوشش‌دهنده و محافظ رشته‌های عصبی) منشأ می‌گیرد. این ضایعات بسیار نادر هستند و بر اساس داده‌های آماری، شوانوم‌ها کمتر از ۵ درصد از کل تومورهای استخوان تمپورال را تشکیل می‌دهند. این تومور می‌تواند در هر نقطه‌ای از مسیر عصب، از ساقه مغز تا غدد بزاقی گونه، شکل بگیرد.

برای درک بهتر رفتار این توده، فرض کنید یک کابل برق از داخل یک لوله پلاستیکی تنگ در دیوار عبور می‌کند. اگر یک برجستگی کوچک روی پوشش این کابل ایجاد شود و شروع به رشد کند، از یک طرف به خود رشته‌های داخل کابل فشار می‌آورد و از طرف دیگر، لوله پلاستیکی اطرافش را می‌ساید. در شوانوم عصب فاسیال، این لوله همان مجرای فاسیال در داخل استخوان تمپورال است که با رشد تومور، دچار فرسایش می‌شود.

مسیر پیچیده عصب باعث می‌شود تومور در بخش‌های مختلفی ظاهر شود. ممکن است توده در زاویه مخچه-پلی (CPA)، در فضای گوش میانی در مجاورت پرده گوش، و یا حتی در بخش خارج جمجمه‌ای و درون غده پاروتید رشد کند. محل دقیق قرارگیری ضایعه، نوع علائم بالینی و رویکرد درمانی را به‌طور کامل تغییر خواهد داد.What is a facial nerve tumor

علائم احتمالی؛ ضعف صورت، اسپاسم، اختلال چشایی یا کاهش شنوایی

بسیاری از افراد تصور می‌کنند تنها نشانه درگیری عصب صورت، فلج کامل آن است؛ درحالی‌که علائم شوانوم عصب فاسیال بسیار تدریجی و متنوع بروز می‌کنند. در مراحل اولیه، ممکن است رشته‌های عصبی تنها تحت فشار خفیفی باشند که این مسئله خود را به‌جای فلج، با پرش‌های ظریف نشان می‌دهد.

بسته به اینکه توده در کدام بخش از مسیر عصب رشد کرده باشد، تظاهرات بالینی متفاوتی را شاهد خواهیم بود. این تفاوت‌ها برای نقشهه‌برداری دقیق محل ضایعه بسیار راهگشا هستند:

  • ضعف تدریجی صورت؛ شایع‌ترین علامت که در طول چندین ماه تا چندین سال پیشرفت می‌کند و با فلج‌های ناگهانی متفاوت است.
  • اسپاسم و تیک‌های عضلانی؛ تحریک رشته‌های عصبی توسط تومور می‌تواند باعث انقباضات غیرارادی در نیمه صورت شود.
  • کاهش شنوایی و وزوز گوش؛ اگر تومور در گوش میانی رشد کرده و مانع حرکت استخوانچه‌ها شود، یا در زاویه CPA به عصب هشتم فشار بیاورد.
  • اختلال چشایی؛ درگیری شاخه طناب صماخی (کوردا تمپانی) می‌تواند باعث کاهش یا تغییر حس چشایی در دو سوم قدامی زبان شود.

چرا فلج صورت همیشه به معنی تومور عصب فاسیال نیست؟

وقتی فردی با افتادگی ناگهانی نیمی از صورت به کلینیک مراجعه می‌کند، اولین نگرانی او وجود یک تومور مغزی یا سکته است. با این حال، باید دانست که فلج‌های ناگهانی در بیشتر مواقع ماهیتی التهابی یا ویروسی دارند، مانند فلج بل. در فلج بل، عملکرد صورت ظرف چند ساعت تا چند روز افت می‌کند، درحالی‌که توده مسیر عصب صورت معمولاً رشدی بسیار کند دارد.

بررسی تفاوت‌های فلج بل با فلج صورت ناشی از تومور نیازمند دقت به زمان‌بندی علائم و واکنش به درمان‌های اولیه است. اگر یک فلج صورت پس از گذشت چندین ماه هیچ نشانه‌ای از بهبودی نشان ندهد، یا اگر ضعف عضلانی با پرش‌های مکرر همراه باشد، ظن بالینی به سمت ضایعات فضاگیر تغییر می‌کند.

همان‌طور که در دستورالعمل‌های انجمن آکادمی گوش، حلق و بینی آمریکا (AAO-HNS) ذکر شده است:

هرگونه فلج صورت که پس از گذشت ۳ تا ۶ ماه هیچ‌گونه روند ترمیمی را طی نکند، نیازمند تصویربرداری جامع برای رد کردن فرآیندهای نئوپلاستیک و تومورال است.

بنابراین، زمان‌بندی و پیگیری دقیق، کلید افتراق این بیماری‌هاست.

اینفوگرافیک تومور عصب فاسیال چیست؟ تشخیص و جراحی شوانوم عصب صورت

نقش MRI، سی‌تی‌اسکن استخوان تمپورال و ارزیابی عملکرد عصب

تشخیص دقیق این بیماری نیازمند استفاده از ابزارهای مکمل است، زیرا هیچ تستی به‌تنهایی تصویر کاملی از وضعیت آناتومیک و عملکردی ارائه نمی‌دهد. MRI عصب فاسیال با تزریق ماده حاجب، بهترین ابزار برای رویت بافت نرم تومور و گستردگی آن در سیستم عصبی مرکزی و محیطی است. این اسکن به‌خوبی مرزهای ضایعه را مشخص می‌کند.

از سوی دیگر، سی‌تی‌اسکن برای بررسی بافت نرم ایده‌آل نیست، اما جزئیات استخوانی را با دقت بالایی نشان می‌دهد. برای درک بهتر تفاوت کاربرد این روش‌ها و همچنین نقش تست‌های عملکردی مانند الکترومیوگرافی در فرآیند تشخیص، می‌توان به جدول زیر استناد کرد:

نوع ارزیابی هدف اصلی در بررسی تومور عصب صورت محدودیت‌ها
MRI با کنتراست مشاهده دقیق بافت تومور، اندازه، محل دقیق و درگیری اعصاب مجاور عدم توانایی در نشان دادن تخریب دیواره‌های ظریف استخوانی مجرای عصب
CT Scan استخوان تمپورال بررسی فرسایش استخوانی مجرای فاسیال و وضعیت استخوانچه‌های گوش میانی افتراق ضعیف بین بافت تومور، مایع یا التهاب در فضاهای کوچک
الکترومیوگرافی (EMG) ارزیابی حیات رشته‌های عصبی و میزان تخریب یا بازسازی سیگنال‌های الکتریکی نقش تشخیصی برای یافتن توده ندارد و صرفاً عملکرد را می‌سنجد

چگونه از ضایعات دیگر مسیر عصب صورت افتراق داده می‌شود؟

مسیر عبور عصب صورت میزبان ضایعات مختلفی است که می‌توانند علائمی شبیه به شوانوم ایجاد کنند. مننژیوم‌ها، تومورهای گلوموس ژوگولار، همانژیوم‌ها و حتی تومورهای بدخیم غده پاروتید همگی قادرند عملکرد عصب را مختل کنند. هنر تشخیص در اینجا، کنار هم قرار دادن شواهد رادیولوژیک و سرعت بروز علائم است.

برای روشن شدن این موضوع، تفاوت شوانوم را با همانژیوم در نظر بگیرید. فرض کنید بیماری با فلج نسبتاً شدید صورت مراجعه می‌کند. در MRI، ضایعه‌ای بسیار کوچک (به اندازه یک دانه برنج) در ناحیه گانگلیون ژنیکوله دیده می‌شود. همانژیوم‌ها چون ماهیتی عروقی دارند و به داخل بافت عصب نفوذ می‌کنند، در ابعاد بسیار کوچک باعث ضعف شدید صورت می‌شوند؛ اما یک شوانوم معمولاً توده‌ای متراکم است که عصب را به حاشیه می‌راند و ممکن است تا اندازه یک انگور رشد کند و همچنان بیمار فلج کاملی نداشته باشد.

تشخیص افتراقی صحیح، مسیر جراحی را کاملاً دگرگون می‌کند. در برخی تومورها، هدف برداشتن کامل ضایعه با حاشیه ایمن است، درحالی‌که در شوانوم‌های خوش‌خیم، اگر عملکرد صورت طبیعی باشد، ممکن است اصلاً نیازی به مداخله فوری نباشد.

پایش یا جراحی؛ چه عواملی در انتخاب راهبرد اثر دارند؟

تصمیم‌گیری برای درمان شوانوم فاسیال یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در حوزه گوش و حلق و بینی است. بزرگترین اشتباه این است که به‌محض رویت تومور، تصمیم به خروج آن گرفته شود. آمارها نشان می‌دهند که در بیش از ۷۰ درصد بیمارانی که تومورهای کوچک و بدون رشد دارند، استراتژی «نظارت و انتظار» طی یک دوره ۵ ساله توانسته است عملکرد طبیعی صورت را بدون نیاز به جراحی حفظ کند.

عواملی که ما را به سمت جراحی سوق می‌دهند شامل افت پیشرونده عملکرد صورت (گرید ۳ یا بدتر در مقیاس هاوس-براکمن)، رشد سریع تومور در اسکن‌های متوالی، یا فشار به ساقه مغز و عصب شنوایی است. ارزیابی این موارد اغلب نیازمند مشورت با بهترین فوق تخصص جراحی قاعده جمجمه است تا ریسک و منفعت به‌دقت سنجیده شود.

طبق دستورالعمل‌های اجماع متخصصان اروپایی در زمینه تومورهای قاعده جمجمه:

حفظ عملکرد فعلی عصب صورت والاترین هدف درمانی است؛ ازاین‌رو، در بیمارانی که با وجود شوانوم همچنان تقارن و حرکت طبیعی صورت دارند، پایش دوره‌ای بر برداشتن زودهنگام تومور ارجحیت دارد.

ملاحظات جراحی و بازسازی عصب در صورت نیاز به برداشت

زمانی که درمان شوانوم فاسیال از طریق جراحی قطعی می‌شود، بیمار باید با واقعیت‌های این مداخله آشنا باشد. از آنجا که تومور از خود سلول‌های غلاف عصب منشأ گرفته، برداشتن کامل آن تقریباً همیشه به معنای قطع کردن بخشی از خود عصب است. حفظ عملکرد عصب صورت به شکل ۱۰۰ درصد طبیعی پس از برداشتن تومور، انتظار واقع‌بینانه‌ای نیست.

در صورت نیاز به رزکسیون (برداشتن تومور)، جراح باید بلافاصله پیوند عصب را انجام دهد. مراحل و گزینه‌های جراحی معمولاً شامل موارد زیر است:

  1. برداشتن فشار (Decompression)؛ اگر هدف فقط حفظ موقت عملکرد باشد، گاهی تنها استخوان اطراف تومور برداشته می‌شود تا فضای بیشتری برای عصب فراهم گردد.
  2. برداشتن تومور و پیوند کابلی؛ تومور خارج شده و برای پر کردن فاصله ایجاد شده، از اعصاب حسی دیگر بدن (مانند عصب سورال پا یا عصب گوش بزرگ) استفاده می‌شود.
  3. آناستوموز اعصاب حرکتی؛ در صورتی که امکان پیوند مستقیم در قاعده جمجمه وجود نداشته باشد، عصب فاسیال به عصب هیپوگلوس (عصب زبان) در ناحیه گردن متصل می‌گردد تا تون عضلانی صورت بازگردد.

نوع رویکرد جراحی نیز بستگی مستقیمی به محل قرارگیری تومور و وضعیت شنوایی بیمار دارد. درک این مسیرها به انتخاب آگاهانه‌تر کمک می‌کند:

محل قرارگیری تومور رویکرد جراحی معمول تاثیر بر شنوایی بیمار
مجرای گوش داخلی و CPA میدل فوسا (Mid Fossa) یا رتروسیگموئید امکان حفظ شنوایی در صورت مهارت تیم جراحی وجود دارد
بخش ماستوئید و گوش میانی ترانس ماستوئید (Transmastoid) معمولاً شنوایی حفظ می‌شود اما نیاز به بازسازی استخوانچه‌ها دارد
گسترده در کل استخوان تمپورال ترانس لابیرنتین (Translabyrinthine) تخریب کامل و غیرقابل بازگشت شنوایی در سمت درگیر

توان‌بخشی صورت، مراقبت از چشم و پیگیری پس از درمان

پس از جراحی پیوند عصب، صورت بلافاصله حرکت نخواهد کرد. بازسازی رشته‌های عصبی فرآیندی بسیار کند است و ماهانه حدود یک میلی‌متر رشد می‌کند؛ بنابراین مشاهده اولین نشانه‌های حرکت ممکن است بین ۶ تا ۱۲ ماه زمان ببرد. در این دوران، صورت دچار افتادگی خواهد بود و توان‌بخشی فیزیکی برای جلوگیری از تحلیل رفتن عضلات ضروری است.

حیاتی‌ترین مسئله در ماه‌های پس از عمل، مراقبت از چشم است. به دلیل ناتوانی در پلک زدن، قرنیه در معرض خشکی شدید، زخم و حتی خطر نابینایی قرار می‌گیرد. استفاده مداوم از قطره‌های اشک مصنوعی، پمادهای چشمی در شب، و در بسیاری از موارد جایگذاری وزنه‌های طلایی یا پلاتینی کوچک در پلک فوقانی برای کمک به بسته شدن چشم، اقداماتی غیرقابل چشم‌پوشی هستند.

در نهایت، پیگیری‌های تصویربرداری منظم با MRI برای بررسی عدم عود تومور در سال‌های پس از جراحی ادامه خواهد یافت. موفقیت در درمان این ضایعات، نتیجه یک کار تیمی طولانی‌مدت، صبر بیمار و مداخلات دقیق و بهنگام است.

انتخاب روش درمان شوانوم عصب فاسیال باید با هدف کنترل تومور و حفظ عملکرد عصب صورت انجام شود. در تومورهای کوچک و بدون علائم قابل‌توجه، ممکن است پایش منظم با تصویربرداری کافی باشد؛ اما در صورت رشد تومور، تشدید علائم یا ایجاد فشار بر ساختارهای مجاور، گزینه‌هایی مانند جراحی، برداشت نسبی تومور یا رادیوسرجری استریوتاکتیک بررسی می‌شوند. از آنجا که جراحی می‌تواند خطر آسیب بیشتر به عصب صورت را به همراه داشته باشد، تصمیم‌گیری باید بر اساس شرایط هر بیمار و ارزیابی تیم تخصصی گوش، جراحی قاعده جمجمه و اعصاب انجام شود. تشخیص زودهنگام و پیگیری منظم می‌توانند به انتخاب زمان و روش مناسب درمان کمک کنند.

دکتر علی کوهی

بورد تخصصی گوش و حلق و بینی؛ فلوشيپ اتولوژی و نورواتولوژی؛ رتبه یک کشوری برد گوش حلق و‌ بینی در سال 1389 و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران. دوره فلوشیپ اتولوژی-نوراتولوژی و جراحی قاعده جمجمه را در دانشگاه استنفورد آمریکا.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *