در سال ۱۹۵۶، طبقه بندی تمپانوپلاستی وولشتاین (Wullstein Classification) معرفی شد تا بر اساس میزان آسیب به زنجیره استخوانچهای، این جراحی به پنج دسته تقسیم شود. آمارها نشان میدهد که در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از پارگیهای مزمن پرده صماخ، درجاتی از خوردگی استخوانچهها نیز دیده میشود.
درک این طبقهبندی نشان میدهد که چرا یک جراحی میتواند در کمتر از یک ساعت تمام شود، در حالی که جراحی دیگر نیازمند بازسازی میکروسکوپی و پیچیده فضای گوش میانی است تا انتقال صوت به حلزون گوش مختل نگردد.
نگاه سریع: تفاوت انواع تمپانوپلاستی تایپ ۱ تا ۵ + جدول
تصمیمگیری برای انتخاب نوع عمل، مستقیماً به ساختارهایی بستگی دارد که پس از پاکسازی بیماری، در گوش میانی باقی ماندهاند. هرچه آسیب عمیقتر باشد، تایپ های تمپانوپلاستی به سمت اعداد بالاتر میروند.
در این روند، هدف فقط ایجاد یک سد فیزیکی نیست؛ بلکه پرده جدید باید دقیقاً در نقطهای قرار گیرد که بتواند ارتعاشات صوتی را به مؤثرترین شکل ممکن به گوش داخلی منتقل کند.
مقایسه محل قرارگیری گرافت، وضعیت استخوانچهها و هدف جراحی
| تایپ جراحی | وضعیت استخوانچههای گوش | محل قرارگیری گرافت (پرده جدید) | هدف اصلی انتقال صدا |
|---|---|---|---|
| تایپ ۱ | کاملاً سالم و متحرک | روی استخوانچه چکشی (Malleus) | بازگرداندن مکانیزم طبیعی گوش |
| تایپ ۲ | آسیب چکش؛ سندانی و رکابی سالم | روی استخوانچه سندانی (Incus) | حفظ اهرم انتقال از طریق سندانی |
| تایپ ۳ | تخریب چکش و سندانی؛ رکابی سالم | روی سر استخوانچه رکابی (Stapes) | ایجاد اثر کلوملا (Columella Effect) |
| تایپ ۴ | فقط صفحه پایه (Footplate) باقی است | روی پرومونتوری و فوتپلیت متحرک | انتقال مستقیم صوت به دریچه بیضی |
| تایپ ۵ | فوتپلیت کاملاً بیحرکت (فیکس) شده | روی مجرای نیمدایرهای افقی | ایجاد پنجره جدید برای ارتعاش مایع |

تمپانوپلاستی تایپ ۱ (Type I Tympanoplasty)
در تمپانوپلاستی نوع 1، فرض بر این است که عفونت یا تروما، تنها به خود پرده صماخ آسیب رسانده است. در این حالت، استخوانچه چکشی، سندانی گوش و رکابی گوش کاملاً سالم هستند و تحرک طبیعی خود را حفظ کردهاند.
کاندیدای مناسب برای این روش، بیماری است که دچار پارگی مرکزی پرده گوش شده، اما در تستهای شنوایی، گپ هدایتی (Conductive gap) بیش از حد انتظار برای یک پارگی ساده ندارد. این موضوع نشاندهنده سلامت مکانیزم داخلی است.
بسیاری از افراد این روش را با میرنگوپلاستی اشتباه میگیرند. تفاوت ظریف اینجاست که در میرنگوپلاستی، جراح فقط سوراخ را میبندد؛ اما در تایپ ۱، جراح فضای گوش میانی را بررسی میکند تا از سلامت استخوانچهها مطمئن شود و سپس از تکنیکهای عمل ترمیم پرده گوش برای پیوند استفاده میکند.
تمپانوپلاستی تایپ ۲ (Type II Tympanoplasty)
هنگامی که عفونت مزمن به مدت طولانی در گوش باقی بماند، اولین قربانی در زنجیره استخوانچهای، معمولاً دسته استخوانچه چکشی است. در این وضعیت، با وجود اینکه چکش آسیب دیده، استخوانچههای بعدی مسیر سالمی دارند.
در تمپانوپلاستی نوع 2، جراح گرافت یا بافت پیوندی را مستقیماً روی استخوانچه سندانی قرار میدهد. با این کار، اگرچه اولین حلقه اتصال از بین رفته، اما ارتعاشات پرده به حلقه دوم منتقل شده و شنوایی هدایتی تا حد زیادی احیا میشود.
یکی از پیشگامان جراحی گوش در آمریکا، در مبحث بازسازی گوش میانی تأکید میکند:
موفقیت در انواع تمپانوپلاستی تنها به یکپارچگی گرافت بستگی ندارد؛ بلکه زاویه قرارگیری پرده جدید روی بقایای استخوانچهای، عامل اصلی در بازگشت شنوایی هدایتی است.
تمپانوپلاستی تایپ ۳ (Type III Tympanoplasty)
این روش زمانی مطرح میشود که بیماریهایی مانند کلستئاتوم یا اوتیت مزمن، هم چکش و هم سندانی را به طور کامل از بین برده باشند. در این شرایط، تنها استخوانچه رکابی در جای خود قرار دارد و متحرک است.
گرافت در تمپانوپلاستی نوع 3 مستقیماً روی سر رکابی (Capitulum) کشیده میشود. این اتصال مستقیم، اثری به نام کلوملا (Columella Effect) ایجاد میکند؛ شبیه به سیستم شنوایی پرندگان که تنها یک استخوانچه برای انتقال صدا دارند.
میزان بهبود شنوایی در این تایپ، محدودتر از تایپهای قبلی است. در واقع، پزشک پیش از جراحی باید سه عامل زیر را به دقت بررسی کند تا بیمار انتظار واقعبینانهای از نتیجه عمل داشته باشد:
- تحرک کامل استخوانچه رکابی و عدم چسبندگی آن
- وجود فضای کافی و تهویه مناسب در گوش میانی پس از عمل
- عملکرد صحیح شیپور استاش برای تنظیم فشار پشت پرده جدید
تمپانوپلاستی تایپ ۴ (Type IV Tympanoplasty)
گاهی اوقات شدت تخریب به حدی است که حتی قوس استخوانچه رکابی نیز از بین رفته و تنها صفحه پایه آن (Footplate) روی دریچه بیضی باقی میماند. در این شرایط، کاهش شنوایی هدایتی به بیشترین حد خود میرسد.
فرض کنید بیماری با سابقه ده سال ترشح عفونی و بدبو مراجعه میکند. در معاینه و حین عمل مشخص میشود که کلستئاتوم تمام استخوانچهها را حل کرده است. در اینجا دیگر نمیتوان یک پرده در سطح طبیعی ساخت؛ زیرا اتصالی برای انتقال صدا وجود ندارد.
در تمپانوپلاستی نوع 4، جراح گرافت را طوری قرار میدهد که یک محفظه هوایی کوچک (Cavum Minor) روی دریچه گرد ایجاد شود و همزمان فوتپلیت متحرک در معرض ارتعاشات مستقیم صدا قرار گیرد. این تکنیک پیچیده از روند reconstruction middle ear، شنوایی قابل قبولی را برای بیمار فراهم میکند.
تمپانوپلاستی تایپ ۵ (Type V Tympanoplasty)
این روش پیچیدهترین و در عین حال قدیمیترین مدل در طبقهبندی وولشتاین است. زمانی که علاوه بر تخریب کامل استخوانچهها، فوتپلیت رکابی نیز در اثر التهاب یا اتواسکلروز کاملاً سفت و بیحرکت (Fix) شده باشد، تایپ ۵ مطرح میشود.
از آنجا که هیچ راهی برای انتقال صدا از طریق دریچه بیضی وجود ندارد، جراح در تمپانوپلاستی نوع 5 یک سوراخ جدید (Fenestration) در مجرای نیمدایرهای افقی گوش داخلی ایجاد میکند تا ارتعاشات به مایع حلزون منتقل شود.
امروزه با پیشرفت تکنیکهای اوسیکولوپلاستی (ossiculoplasty)، استفاده از پروتزهای تیتانیومی و گسترش جراحی اندوسکوپیک پرده گوش، ایجاد این پنجره جایگزین به ندرت انجام میشود و روشهای مدرنتری برای دور زدن این مشکل ابداع شده است.
از تایپ ۱ تا تایپ ۵؛ شدت تخریب گوش میانی چگونه افزایش پیدا میکند؟
حرکت از تایپ ۱ به سمت تایپ ۵، دقیقاً بازتابی از میزان پیشرفت عفونت و تخریب در فضای گوش میانی است. در هر مرحله، جراح بافت سالم کمتری برای تکیهگاه گرافت در اختیار دارد.
به همین دلیل است که ارزیابیهای قبل از عمل، مانند سیتیاسکن استخوان تمپورال و اودیومتری دقیق، اهمیت حیاتی دارند. این ابزارها نشان میدهند که آیا با یک پارگی ساده روبرو هستیم یا یک تخریب پنهان در زنجیره استخوانچهای رخ داده است.
یکی از برجسته ترین اتولوژیست های اروپایی، در این زمینه اشاره میکند:
طبقهبندی وولشتاین صرفاً یک راهنمای آناتومیک نیست؛ بلکه نقشهای از مسیر پیشرونده و مخرب اوتیت مزمن در گوش میانی است که جراح را برای انتخاب بهترین استراتژی هدایت میکند.
کدام تایپ تمپانوپلاستی شایعتر است؟
در عملکرد روزمره بالینی، توزیع این پنج تایپ به هیچ وجه یکسان نیست. دادههای آماری نشان میدهد که حدود ۶۰ الی ۶۵ درصد از کل جراحیهای ترمیمی گوش، در دسته تایپ ۱ قرار میگیرند.
تمپانوپلاستی نوع 3 با فراوانی حدود ۲۰ درصد در رتبه بعدی قرار دارد و معمولاً در بیمارانی دیده میشود که برای درمان کلستئاتومهای وسیع تحت جراحی ماستوئیدکتومی قرار گرفتهاند. فراوانی بالای تایپ ۱ به دلایل زیر مرتبط است:
- تشخیص زودهنگام پارگی پرده صماخ در سالهای اخیر
- دسترسی سریعتر به آنتیبیوتیکها برای مهار عفونت پیش از تخریب استخوانچهها
- آگاهی بیشتر بیماران نسبت به افت شنوایی و مراجعه بهموقع برای درمان
| نوع جراحی | میزان شیوع تقریبی در کلینیکها | احتمال بازگشت شنوایی نزدیک به نرمال |
|---|---|---|
| تایپ ۱ | بسیار شایع (بیش از ۶۰٪) | بسیار بالا (در صورت سلامت شیپور استاش) |
| تایپ ۳ | نسبتاً شایع (حدود ۲۰٪) | متوسط (بهبود نسبی اما نه کامل) |
| تایپ ۴ و ۵ | بسیار نادر (کمتر از ۵٪) | پایین (بیشتر با هدف کنترل بیماری انجام میشود) |
تفاوت اصلی تمپانوپلاستی تایپ ۱ تا ۵ در یک نگاه
تصمیمگیری برای انتخاب بین تمپانوپلاستی تایپ ۱ تا ۵، بر اساس شدت بیماری (مانند اوتیت مزمن) و بقایای آناتومیک گوش انجام میشود. از سادهترین ترمیم در تایپ ۱ تا پیچیدهترین تغییرات بیومکانیکی در تایپ ۵، همگی با یک هدف طراحی شدهاند.
مهمترین نکتهای که بیماران باید بدانند این است که موفقیت جراحی تنها به بسته شدن سوراخ پرده گوش (میرنگوپلاستی) محدود نمیشود. درمان عارضه conductive hearing loss، نیازمند یکپارچگی مهندسیوار بین پرده جدید و ساختارهای درونی است.
در نهایت، اگر با مشکل ترشح مداوم یا کاهش شنوایی مواجه هستید، ارزیابی دقیق ساختارهای گوش میانی مشخص خواهد کرد که کدام یک از انواع تمپانوپلاستی، بهترین و پایدارترین نتیجه را برای شما به همراه خواهد داشت.




20 دیدگاه دربارهٔ «تمپانوپلاستی تایپ ۱ تا ۵ | تفاوت انواع تمپانوپلاستی و کاربرد هرکدام»
از بین تایپ ۱ تا ۵، کدومش بیشتر انجام میشه؟ و آیا اگه تایپ ۱ باشه یعنی وضعیت گوش خیلی وخیم نیست؟
تایپ ۱ معمولاً شایعترین نوع تمپانوپلاستی است و زمانی مطرح میشود که استخوانچههای گوش میانی سالم باشند. در این شرایط، آسیب بیشتر محدود به پرده گوش است و معمولاً پیشآگهی شنوایی نیز بهتر از انواع پیچیدهتر خواهد بود.
اگه فقط پرده گوش سوراخ شده باشه ولی استخوانچهها سالم باشن، معمولاً تایپ ۱ انجام میشه؟
بله، در صورتی که آسیب محدود به پرده گوش باشد و استخوانچههای گوش میانی سالم و متحرک باشند، معمولاً تمپانوپلاستی تایپ ۱ گزینه مناسبی است. البته تصمیم نهایی بعد از معاینه و بررسی شنوایی گرفته میشود.
یه سوال درباره تایپ ۳ دارم؛ اگه فقط استخوانچه رکابی سالم باشه، اتصال گرافت بهش باعث نمیشه بعداً با حرکت سر یا فشار گوش جابهجا بشه؟
گرافت در جراحی بهصورت دقیق و پایدار روی ساختارهای باقیمانده قرار داده میشود و تکنیک جراحی برای جلوگیری از جابهجایی آن طراحی میشود. با این حال، پایداری نهایی به وضعیت بافتها، تهویه گوش میانی و نحوه ترمیم پس از عمل نیز وابسته است.
قبل از خوندن این مقاله فکر میکردم تمپانوپلاستی فقط یه نوع عمله و فرق خاصی بین مدلها نیست. تازه فهمیدم وضعیت استخوانچهها تعیین میکنه کدوم نوع جراحی انجام بشه.
دقیقاً همینطور است. نوع تمپانوپلاستی بر اساس میزان آسیب پرده گوش، وضعیت استخوانچهها و شرایط گوش میانی انتخاب میشود و تایپ بالاتر لزوماً به معنی «بهتر بودن» عمل نیست؛ بلکه نشاندهنده پیچیدهتر بودن بازسازی است.
من همیشه فکر میکردم میرنگوپلاستی و تمپانوپلاستی یکی هستن. توضیح تفاوتشون تو مقاله برام روشنکننده بود.
این دو اصطلاح به هم نزدیک هستند اما دقیقاً یکسان نیستند. میرنگوپلاستی عمدتاً به ترمیم خود پرده گوش اشاره دارد، در حالی که تمپانوپلاستی میتواند شامل بازسازی پرده و در صورت نیاز بازسازی سیستم انتقال صدا در گوش میانی نیز باشد.
برای تشخیص اینکه بیمار تایپ چند باید انجام بده، قبل از عمل سیتیاسکن هم لازمه یا فقط ادیومتری کافیه؟
ادیومتری برای ارزیابی وضعیت شنوایی بسیار مهم است، اما در برخی بیماران برای بررسی دقیقتر استخوانچهها، ماستوئید و وسعت بیماری، سیتیاسکن استخوان تمپورال نیز درخواست میشود. نیاز به تصویربرداری برای همه بیماران یکسان نیست.
اگه استخوانچهها آسیب دیده باشن، بعد از عمل شنوایی میتونه کاملاً مثل قبل بشه یا معمولاً یه مقدار افت باقی میمونه؟
میزان بازگشت شنوایی به شدت آسیب، وضعیت استخوانچهها، سلامت گوش داخلی و عملکرد شیپور استاش بستگی دارد. در تایپهای سادهتر، بهویژه تایپ ۱، احتمال رسیدن به شنوایی نزدیک به طبیعی بیشتر است؛ اما در آسیبهای گستردهتر باید انتظار واقعبینانهتری داشت.
یه نکته جالب مقاله این بود که تایپ ۵ امروزه خیلی کمتر استفاده میشه. فکر میکردم هرچی شماره بالاتر باشه، روش جدیدتر و پیشرفتهتره.
خیر، شمارهگذاری تایپهای تمپانوپلاستی بیانگر میزان و نوع تخریب ساختارهای گوش میانی است، نه جدیدتر یا پیشرفتهتر بودن روش. تایپ ۵ در طبقهبندی کلاسیک وولشتاین یک روش بسیار پیچیده و امروزه کمکاربرد است.
کسی که چند سال گوشش عفونت داشته و الان هم ترشح و کاهش شنوایی داره، ممکنه مجبور بشه تایپ ۳ یا ۴ انجام بده؟
امکان آن وجود دارد، اما صرفاً از روی ترشح و کاهش شنوایی نمیتوان نوع تمپانوپلاستی را تعیین کرد. میزان تخریب استخوانچهها و سایر ساختارهای گوش میانی باید با معاینه، شنواییسنجی و در موارد لازم تصویربرداری بررسی شود.
تفاوت تایپ ۲ و ۳ برام یکم سخت بود. یعنی توی تایپ ۳ دو تا از استخوانچهها آسیب دیدن و فقط رکابی سالم مونده؟
بله. در تایپ ۳ معمولاً چکش و سندانی آسیب دیده یا از بین رفتهاند و استخوانچه رکابی همچنان قابل استفاده و متحرک است. گرافت به سمت رکابی هدایت میشود تا مسیر انتقال صدا بازسازی شود.