انواع گرافت در جراحی پرده گوش | فاشیا، پریکندریوم، غضروف و چربی

انواع گرافت در جراحی پرده گوش | فاشیا، پریکندریوم، غضروف و چربی

آخرین بروزرسانی: تیر 24, 1405

بازسازی پرده صماخ یا همان میرنگوپلاستی، یکی از ظریف‌ترین مداخلات در جراحی گوش میانی است که موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد. پرده گوش با ضخامتی کمتر از یک دهم میلی‌متر، نقش بسیار مهمی در انتقال امواج صوتی و محافظت از ساختارهای ظریف گوش داخلی ایفا می‌کند. انتخاب نوع گرافت در جراحی پرده گوش، صرفاً یک تصمیم تکنیکال نیست؛ بلکه بر اساس دینامیک گوش میانی هر بیمار تعیین می‌شود.
فهرست عناوین مقاله

فرض کنید دو بیمار با شکایت کاهش شنوایی و پارگی پرده گوش مراجعه کرده‌اند. بیمار اول، جوانی است که به دنبال یک سیلی ناگهانی دچار سوراخ مرکزی کوچکی شده و گوش کاملاً خشک است. اما بیمار دوم، فردی است که سال‌ها درگیر اتیت میانی مزمن بوده، پرده گوش او کاملاً از بین رفته و شیپور استاش عملکرد مناسبی برای تنظیم فشار هوا ندارد. بدیهی است که بافت انتخابی برای ترمیم سوراخ پرده گوش در این دو نفر نمی‌تواند یکسان باشد؛ چرا که بستر پذیرنده گرافت، شرایط کاملاً متفاوتی دارد.

یک گرافت پرده گوش ایده‌آل باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد؛ از جمله مقاومت کافی در برابر عفونت، شباهت آکوستیک به پرده طبیعی، بقای بالا در محیط‌های با خون‌رسانی ضعیف و کمترین میزان جمع شدن گرافت پس از التیام. جراح برای انتخاب بهترین متریال، وضعیت شیپور استاش، ابعاد سوراخ مزمن پرده گوش، میزان التهاب مخاطی و سابقه جراحی‌های قبلی را به دقت ارزیابی می‌کند.

فاشیا (Fascia)؛ رایج‌ترین گرافت در جراحی پرده گوش

فاشیای عضله تمپورال، دهه‌هاست که به عنوان استاندارد طلایی و رایج‌ترین بافت در انواع روش های جراحی ترمیم پرده گوش شناخته می‌شود. این بافت، پرده‌ای همبند و نسبتاً نازک است که روی عضله گیجگاهی (درست بالای گوش) قرار دارد. برداشت این بافت از طریق همان برشی که برای جراحی گوش ایجاد می‌شود، امکان‌پذیر است و نیازی به ایجاد زخم مجزا روی بدن بیمار نیست.

از مهم‌ترین مزایای فاشیا در میرنگوپلاستی، ضخامت مناسب و انعطاف‌پذیری بالای آن است. این بافت به خوبی شکل بستر گوش میانی را به خود می‌گیرد و خواص آکوستیک بسیار شبیهی به پرده صماخ طبیعی دارد. بررسی‌های بالینی نشان می‌دهد که در سوراخ‌های کوچک تا متوسط با شرایط پایدار گوش میانی، نرخ موفقیت فاشیا بین ۸۵ تا ۹۰ درصد است.

با وجود تمام این مزایا، فاشیا همیشه انتخاب اول نیست. محدودیت اصلی این بافت، نیاز آن به خون‌رسانی بسیار عالی از بستر اطراف است. همچنین، فاشیا استعداد بالایی برای انقباض دارد.

یک جراح برجسته گوش سوئیسی در مباحث اتولوژی بیان می‌کند:

فاشیا در گوش‌هایی با فشار منفی مزمن و اختلال تهویه، به سرعت دچار آتروفی و روی هم افتادگی می‌شود؛ در این شرایط، تکیه بر بافت‌های نرم‌تر، ریسک شکست جراحی را به شدت بالا می‌برد.

پریکندریوم (Perichondrium)؛ گرافتی نازک با استحکام بیشتر

پریکندریوم، لایه نازک و مقاومی است که مستقیماً روی غضروف‌ها کشیده شده و وظیفه تغذیه آن‌ها را بر عهده دارد. در جراحی گوش، این بافت معمولاً از روی غضروف تراگوس (زبانه جلوی سوراخ گوش) جدا می‌شود. تهیه این گرافت به دقت بالایی نیاز دارد تا کاملاً یکدست و بدون پارگی برداشت شود.

مزیت اصلی پریکندریوم پرده گوش نسبت به فاشیا، تراکم بافتی بالاتر و مقاومت بهتر آن در برابر جمع شدن گرافت است. این بافت به دلیل ساختار فیبروز قوی‌تر، پس از قرارگیری در محل پارگی پرده گوش، پایداری ساختاری بهتری از خود نشان می‌دهد و در عین حال، به اندازه غضروف ضخیم نیست که انتقال صدا را مختل کند.

در تصمیم‌گیری‌های بالینی، جراح زمانی پریکندریوم را ترجیح می‌دهد که نیاز به استحکامی بین فاشیا و غضروف داشته باشد. موارد زیر از جمله شرایطی هستند که استفاده از پریکندریوم در آن‌ها ارجحیت دارد:

  • زمانی که سوراخ پرده گوش حاشیه‌ای بوده و خطر چسبندگی گرافت به دیواره‌های استخوانی وجود دارد.
  • در بیمارانی که سابقه عفونت‌های خفیف اما مکرر گوش میانی دارند.
  • مواردی که جراح بخواهد همزمان استحکام نسبی و انتقال عالی امواج صوتی را تضمین کند.
  • در بازسازی‌های جزئی زنجیره استخوانچه‌ای که نیاز به یک بستر مقاوم برای قرارگیری پروتز است.

غضروف (Cartilage)؛ انتخاب مناسب برای پرده‌های ضعیف و پرخطر

غضروف در ترمیم پرده گوش، یک تغییر پارادایم بزرگ در جراحی‌های مدرن اتولوژی محسوب می‌شود. این بافت صلب و مقاوم، زمانی وارد عمل می‌شود که بستر گوش میانی به شدت آسیب دیده باشد و بافت‌های نرم مانند فاشیا نتوانند در برابر فشارهای مخرب مقاومت کنند. غضروف به دلیل تغذیه از طریق انتشار (Diffusion)، در محیط‌های با خون‌رسانی ضعیف به خوبی زنده می‌ماند.

ویژگی غضروف تراگوس غضروف کونکا
شکل ظاهری مسطح و مستقیم مقعر و خمیده
ضخامت حدود ۱ میلی‌متر (نازک‌تر) ضخیم‌تر از تراگوس
کاربرد اصلی ترمیم سوراخ‌های قدامی و متوسط بازسازی کامل پرده و نواحی خلفی

غضروف از چه نواحی گوش برداشت می‌شود؟

برای تامین گرافت غضروفی، جراحان معمولاً از بافت‌های در دسترس خود لاله گوش استفاده می‌کنند. این انتخاب باعث می‌شود هماتوم یا تغییر شکل ظاهری در صورت رعایت اصول جراحی، برای بیمار ایجاد نشود. دو ناحیه اصلی برای این منظور وجود دارد.

غضروف تراگوس

گرافت غضروف تراگوس از برجستگی کوچک جلوی مجرای گوش برداشته می‌شود. این غضروف کاملاً صاف است و به دلیل مسطح بودن، گزینه‌ای عالی برای پوشش نقص‌های پرده صماخ محسوب می‌شود. جراح معمولاً یک لایه از پریکندریوم را روی آن نگه می‌دارد تا چسبندگی به بقایای پرده گوش تسهیل شود.

غضروف کونکا

گرافت غضروف کونکا از فرورفتگی کاسه‌ای شکل لاله گوش تامین می‌شود. این غضروف ضخیم‌تر است و انحنای طبیعی دارد. از این انحنا می‌توان برای بازسازی آناتومی طبیعی در سوراخ بزرگ پرده گوش یا مواردی که کل ساختار پرده و استخوانچه‌ها تخریب شده‌اند، استفاده کرد.

مزایای اصلی گرافت غضروف

مهم‌ترین مزیت غضروف، مقاومت گرافت در برابر فشارهای منفی شدید است. در بیمارانی که دچار اتیت میانی مزمن هستند، فشار هوای پشت پرده به شدت افت می‌کند. بافت‌های نرم در این شرایط به داخل کشیده شده و منجر به عود بیماری یا ایجاد کلستئاتوم می‌شوند؛ اما غضروف ساختار خود را حفظ کرده و مانع از این فروریختگی می‌شود.

آیا ضخامت غضروف روی شنوایی تأثیر می‌گذارد؟

نگرانی شایعی وجود دارد که سختی غضروف مانع از ارتعاش مناسب و در نتیجه افت شنوایی شود. برای حل این مشکل، جراحان از تکنیک‌های نازک کردن بافت (Slicing) استفاده می‌کنند.

یکی از پیشگامان جراحی غضروف در آمریکا، تأکید می‌کند:

اگر ضخامت غضروف به کمتر از ۰.۵ میلی‌متر برسد، تفاوت آکوستیک آن با پرده طبیعی انسان از نظر بالینی در فرکانس‌های گفتاری تقریباً غیرقابل تشخیص خواهد بود.

مواردی که استفاده از غضروف ارجح است

تصمیم برای استفاده از غضروف، معمولاً در شرایط پیچیده بالینی گرفته می‌شود. زمانی که خطر شکست جراحی بالاست، دوام بافت بر خواص آکوستیک اولیه اولویت پیدا می‌کند. شرایط متعددی وجود دارد که غضروف را به تنها انتخاب منطقی تبدیل می‌کند.

سوراخ‌های بزرگ پرده گوش

در سوراخ بزرگ پرده گوش که بیش از ۵۰ درصد سطح پرده از بین رفته است، بافت‌های نرم داربست مناسبی برای ترمیم ندارند. غضروف می‌تواند به صورت جزایر کوچک (تکنیک Island) یا نوارهای موازی (تکنیک Palisade) چیده شود تا یک پل ارتباطی مستحکم در سراسر فضای خالی ایجاد کند.

جراحی‌های ترمیمی مجدد

در بیمارانی که قبلاً سابقه جراحی ناموفق داشته‌اند، بافت اسکار جایگزین مخاط سالم شده و خون‌رسانی به حداقل می‌رسد. در این بستر فقیر از نظر عروقی، فاشیا شانس کمی برای زنده ماندن دارد، اما غضروف به دلیل مقاومت متابولیک بالا، به راحتی ادغام شده و روند ترمیم را طی می‌کند.

اختلال عملکرد شیپور استاش

فرض کنید بیماری با سابقه آلرژی شدید و گرفتگی مزمن بینی، دچار پارگی پرده گوش شده است. در این فرد، شیپور استاش نمی‌تواند فشار گوش میانی را با محیط بیرون تنظیم کند. اگر جراح برای این بیمار از فاشیا استفاده کند، به محض بروز اولین سرماخوردگی، فشار منفی ایجاد شده در گوش میانی، گرافت نرم را به داخل می‌کشد و باعث شکست جراحی می‌شود. در این موقعیت، غضروف مانند یک سپر عمل کرده و در برابر این نوسانات فشار مقاومت می‌کند.

گرافت چربی (Fat Graft)؛ گزینه‌ای برای سوراخ‌های کوچک پرده گوش

گرافت چربی پرده گوش، یک روش کم‌تهاجمی و سریع برای ترمیم آسیب‌های بسیار محدود است. این چربی معمولاً از نرمه گوش (Earlobe) و از طریق یک برش بسیار کوچک برداشت می‌شود. این روش اغلب با بی‌حسی موضعی و به صورت سرپایی قابل انجام است و نیازی به برش‌های وسیع پشت گوش ندارد.

مزایای گرافت چربی شامل سادگی فرایند، زمان کوتاه جراحی و تحریک سریع رگ‌زایی است. چربی حاوی سلول‌های بنیادی است که به بازسازی لایه اپیتلیال پرده گوش کمک شایانی می‌کند. این روش می‌تواند جایگزین مناسبی برای بیمارانی باشد که تحمل بیهوشی عمومی یا جراحی‌های طولانی در انواع تمپانوپلاستی را ندارند.

با این حال، محدودیت‌های استفاده از چربی بسیار جدی است. آمارهای کلینیکی نشان می‌دهد اگر اندازه سوراخ بزرگتر از ۳ میلی‌متر (یا حدود ۲۵ درصد سطح پرده) باشد، نرخ موفقیت گرافت چربی به شدت افت می‌کند. برای کسب نتیجه مطلوب از این گرافت، شرایط زیر الزامی است:

  1. سوراخ پرده گوش باید کاملاً کوچک و متمرکز باشد.
  2. حداقل ۶ ماه از زمان ایجاد پارگی یا آخرین عفونت فعال گذشته باشد.
  3. لبه‌های سوراخ باید توسط جراح به دقت تازه (Freshening) شوند تا بستر خون‌ریزی‌دهنده برای پذیرش چربی فراهم گردد.
  4. هیچ‌گونه درگیری در استخوانچه‌ها یا عفونت پنهان در ماستوئید وجود نداشته باشد.

راهنمای تخصصی انتخاب گرافت در جراحی گوش

مقایسه مستقیم فاشیا، پریکندریوم، غضروف و چربی

برای درک بهتر تفاوت‌های این چهار نوع بافت، باید آن‌ها را از منظر مقاومت در برابر فشار، کیفیت شنوایی پس از عمل و میزان زنده ماندن در محیط‌های عفونی مقایسه کرد. جدول زیر نمایی کلی از رفتار هر گرافت در شرایط مختلف گوش میانی ارائه می‌دهد.

نوع گرافت مقاومت ساختاری خواص آکوستیک (انتقال صدا) بقا در خون‌رسانی ضعیف بهترین مورد مصرف
فاشیای تمپورال ضعیف تا متوسط بسیار عالی ضعیف سوراخ‌های متوسط با گوش میانی سالم و تهویه خوب
پریکندریوم متوسط عالی متوسط پارگی‌های حاشیه‌ای و نیاز به استحکام نسبی
غضروف بسیار بالا خوب (در صورت نازک شدن) بسیار عالی عمل‌های مجدد، افت فشار شدید، سوراخ‌های بسیار بزرگ
چربی بسیار ضعیف عالی نیازمند بستر تازه سوراخ‌های بسیار کوچک (کمتر از ۳ میلی‌متر) و بدون عفونت

آیا گرافت بهتر یا بدتر وجود دارد؟

در دنیای جراحی گوش، مفهومی به نام «بهترین گرافت برای پرده گوش به صورت مطلق» وجود ندارد. انتخاب متریال کاملاً به شرایط پاتولوژیک بیمار گره خورده است. یک گرافت عالی برای یک بیمار، ممکن است بدترین انتخاب برای بیمار دیگر باشد و باعث عود سریع بیماری گردد.

تصمیم‌گیری نهایی جراح بر اساس یک ارزیابی چندوجهی است. اندازه سوراخ، وضعیت مخاط گوش میانی، عملکرد شیپور استاش و حتی سن بیمار در این انتخاب دخیل هستند. هدف نهایی تیمپانوپلاستی، تنها بستن یک سوراخ فیزیکی نیست؛ بلکه بازگرداندن یک فضای ایمن، خشک و دارای عملکرد صوتی مناسب برای بیمار در طولانی‌مدت است.

دکتر علی کوهی

بورد تخصصی گوش و حلق و بینی؛ فلوشيپ اتولوژی و نورواتولوژی؛ رتبه یک کشوری برد گوش حلق و‌ بینی در سال 1389 و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران. دوره فلوشیپ اتولوژی-نوراتولوژی و جراحی قاعده جمجمه را در دانشگاه استنفورد آمریکا.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *