انواع پارگی پرده گوش | تفاوت پارگی مرکزی، حاشیه‌ای و آتیک

آخرین بروزرسانی: خرداد 19, 1405

زمانی که صحبت از آسیب‌های گوش میانی به میان می‌آید، اولین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، ایجاد یک سوراخ در پرده گوش است. با این حال، در ارزیابی‌های دقیق بالینی، صرفا وجود یک سوراخ اهمیت ندارد؛ بلکه مختصات دقیق آن روی نقشه آناتومیک پرده است که پیامدهای بالینی را تعیین می‌کند. پرده صماخ یا تمپانیک ممبران، یک غشای یکپارچه و ساده نیست؛ بلکه ساختاری با نواحی کشش‌پذیر و شل دارد که هر قسمت آن رفتاری متفاوت در برابر عفونت‌ها و تغییرات فشار نشان می‌دهد.
فهرست عناوین مقاله

فرض کنید چند روز بعد از یک سرماخوردگی شدید، ناگهان گوش‌تان درد می‌گیرد و بعد از مدتی احساس می‌کنید درد کمتر شده، اما کمی ترشح از گوش خارج می‌شود و شنوایی همان سمت هم پایین آمده است. خیلی‌ها در این شرایط تصور می‌کنند چون درد کم شده، مشکل هم رو به پایان است؛ اما در بعضی موارد، کاهش ناگهانی درد می‌تواند به این دلیل باشد که فشار پشت پرده گوش، به‌دنبال عفونت گوش میانی، باعث سوراخ شدن پرده گوش شده و چرک راه خروج پیدا کرده است.

از طرف دیگر، همه پارگی‌های پرده گوش شبیه هم نیستند! یک سوراخ کوچک و تازه، مثلا بعد از عفونت حاد، ممکن است طی چند هفته خودبه‌خود ترمیم شود؛ اما پارگی بزرگ، پارگی‌های حاشیه‌ای، عفونت‌های مکرر، ورود آب به گوش، یا وجود کلستئاتوم می‌توانند روند ترمیم را مختل کنند و حتی باعث کاهش شنوایی پایدار شوند. بر اساس داده‌های آماری در متون مرجع اتولوژی، بیش از ۸۰ درصد از پارگی‌های حاد خودبه‌خود بسته می‌شوند؛ اما این آمار در مورد پارگی‌هایی که در لبه‌ها یا نواحی فوقانی رخ می‌دهند، کاملا متفاوت است.

در معاینه پرده صماخ، پزشک به دنبال یک خط مرزی بسیار مهم به نام آنولوس پرده گوش می‌گردد. لبه پارگی نسبت به آنولوس (حلقه فیبری دور پرده)، دقیقا همان عاملی است که مشخص می‌کند آیا بیمار صرفا به یک دوره مراقبت و خشک نگه داشتن گوش نیاز دارد، یا اینکه با یک ریسک پنهان برای تخریب استخوانچه‌های شنوایی روبه‌رو است. این مرز ظریف، پایه ورود به تمایز میان انواع سوراخ پرده صماخ است.

انواع پارگی پرده گوش دقیقا بر چه اساسی دسته‌بندی می‌شوند؟

هنگام بررسی انواع پرفوراسیون پرده گوش، اندازه سوراخ تنها یکی از متغیرهاست. آنچه مسیر درمان و میزان فوریت پزشکی را مشخص می‌کند، موقعیت قرارگیری سوراخ نسبت به بخش‌های مختلف آناتومیک است. پرده گوش به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: بخش کشیده پرده گوش (پارس تنسا) و بخش شل پرده گوش (پارس فلاسیدا). قرارگیری سوراخ در هر یک از این نواحی، رفتار بیولوژیک متفاوتی را به دنبال دارد.

به همین دلیل، در گزارش‌های اتوسکوپی و میکروسکوپ گوش، دسته‌بندی‌ها نه بر اساس ظاهر ترسناک یا ساده سوراخ، بلکه بر پایه ارتباط لبه‌های پارگی با دیواره‌های مجرای گوش و حلقه‌های فیبری انجام می‌پذیرد. این طبقه‌بندی آناتومیک، زبان مشترک متخصصین برای پیش‌بینی آینده شنوایی بیمار است.

اینفوگرافیک چه زمانی پارگی پرده گوش نیاز به مراجعه فوری دارد؟

تقسیم‌بندی بر اساس محل قرارگیری روی پرده

بر اساس استانداردهای ارزیابی گوش، پارگی‌ها از نظر موقعیت مکانی به سه دسته اصلی و کاملا متمایز طبقه‌بندی می‌شوند؛ این تقسیم‌بندی به پزشک نشان می‌دهد که چه مکانیسم‌های پاتولوژیکی در گوش میانی در حال وقوع است:

  1. پارگی مرکزی (Central Perforation)؛ سوراخی که در بخش پارس تنسا قرار دارد و هیچ تماسی با حلقه آنولوس ندارد.
  2. پارگی حاشیه‌ای (Marginal Perforation)؛ سوراخی که حداقل در یک لبه، حلقه آنولوس را از بین برده و به دیواره استخوانی رسیده است.
  3. پارگی آتیک (Attic Perforation)؛ آسیبی که در بالاترین نقطه پرده و در ناحیه پارس فلاسیدا رخ می‌دهد و اغلب با بیماری‌های مزمن همراه است.

تفاوت دسته‌بندی آناتومیک با توصیف‌های ظاهری مثل کوچک، بزرگ یا چندسوراخه

بسیاری از بیماران با شنیدن عبارت «سوراخ بزرگ در پرده گوش» دچار اضطراب شدید می‌شوند. با این حال، یک سوراخ مرکزی بزرگ که در اثر یک ضربه ناگهانی ایجاد شده، ممکن است بسیار کم‌خطرتر از یک سوراخ بسیار کوچک اما حاشیه‌ای باشد. توصیف ظاهری فقط وسعت آسیب را نشان می‌دهد؛ در حالی که دسته‌بندی آناتومیک، احتمال بروز عوارض خطرناک را پیش‌بینی می‌کند.

یک پارگی کوچک در ناحیه حاشیه‌ای یا آتیک می‌تواند مسیر ورود سلول‌های سنگفرشی پوست به داخل فضای گوش میانی باشد. این در حالی است که یک پارگی مرکزی، هرچند بزرگ، معمولا چنین مسیری را فراهم نمی‌کند. بنابراین، اتکای صرف به اندازه سوراخ برای تصمیم‌گیری درمانی، یک خطای محاسباتی در حوزه اتولوژی محسوب می‌شود.

پارگی مرکزی پرده گوش چیست و چگونه شناخته می‌شود؟

پارگی مرکزی پرده گوش شایع‌ترین نوع در میان مراجعین است. در این حالت، سوراخ در ناحیه پارس تنسا (بخش تحتانی و وسیع‌تر پرده) ایجاد شده است؛ اما نکته کلیدی اینجاست که در تمام ۳۶۰ درجه اطراف سوراخ، هنوز بقایایی از بافت طبیعی پرده گوش وجود دارد. به عبارت دیگر، لبه سوراخ هیچ تماسی با حلقه فیبری محیطی (آنولوس) ندارد و توسط بافت خود پرده احاطه شده است.

در معاینات بالینی و برای تشخیص پارگی پرده گوش، پزشک بررسی می‌کند که سوراخ در کدام یک از ربع‌های پرده گوش (قدامی-فوقانی، قدامی-تحتانی، خلفی-فوقانی، خلفی-تحتانی) قرار گرفته است. حتی اگر سوراخ به قدری بزرگ باشد که دسته چکشی (یکی از استخوانچه‌های شنوایی) کاملا نمایان شود، تا زمانی که حاشیه آنولوس دست‌نخورده باقی مانده باشد، همچنان یک سوراخ مرکزی پرده گوش تلقی می‌گردد.

یکی از پایه‌گذاران جراحی‌های نوین گوش در آمریکا، در یکی از متون مرجع خود اشاره می‌کند: «وجود یک حاشیه حتی میلی‌متری از پرده صماخ سالم در اطراف پارگی، مانند یک سد دفاعی عمل می‌کند و مرز میان یک عفونت ساده گوش میانی و آغاز یک روند مخرب مزمن را تعیین می‌نماید.» این دیدگاه به خوبی ارزش لبه‌های سالم در پارگی مرکزی را نشان می‌دهد.

پارگی حاشیه‌ای پرده گوش؛ وقتی سوراخ به حلقه اطراف پرده می‌رسد

پارگی حاشیه‌ای زمانی رخ می‌دهد که سوراخ پرده گوش در یک یا چند نقطه، حلقه آنولوس را تخریب کرده و مستقیما به دیواره استخوانی مجرای گوش متصل شود. در این شرایط، سد فیزیکی بین پوست کانال گوش و مخاط گوش میانی (Middle ear mucosa) از بین می‌رود. این اتصال مستقیم، زمینه را برای مهاجرت سلول‌های پوستی به فضایی که نباید در آن حضور داشته باشند، فراهم می‌کند.

تصور کنید بیماری با سابقه سال‌ها ترشح گوش بدون درد به کلینیک مراجعه می‌کند. او عادت به شنا کردن دارد و هر بار پس از ورود آب به گوش، دچار ترشحات بدبو می‌شود. در معاینه، یک سوراخ در حاشیه خلفی پرده دیده می‌شود. این دیگر یک سوراخ ساده نیست؛ عدم وجود آنولوس باعث شده تا پوست مجرا به داخل گوش میانی رشد کرده و توده‌ای به نام کلستئاتوم ایجاد کند. در این موقعیت، تجویز صرفا قطره آنتی‌بیوتیک نه‌تنها کمک‌کننده نیست، بلکه زمان طلایی برای جلوگیری از تخریب استخوانچه‌ها را هدر می‌دهد.

آمارها در مقالات معتبر نشان می‌دهند که در حدود ۷۰% از مواردی که با ترشحات مزمن و بدبوی گوش همراه هستند، یک پارگی حاشیه‌ای زمینه ورود اپیتلیوم سنگفرشی و ایجاد اوتیت میانی مزمن چرکی (Chronic Suppurative Otitis Media) را فراهم کرده است. اشتباه رایج در اینجا، عدم تمایز بین یک پارگی بزرگ مرکزی که به آنولوس بسیار نزدیک شده، با یک پارگی حاشیه‌ای واقعی است.

  • پارگی مرکزی معمولا با عفونت‌های حاد یا ضربه ایجاد می‌شود.
  • پارگی حاشیه‌ای اغلب ریشه در اختلالات مزمن تهویه گوش دارد.
  • در پارگی حاشیه‌ای، ریسک تخریب بافتی به شدت بالاتر است.
  • رویکرد درمانی پارگی حاشیه‌ای در بیشتر مواقع نیازمند مداخله جراحی و پاکسازی است.

پارگی آتیک یا شراپنل؛ نوعی که در قسمت بالای پرده دیده می‌شود

پارگی آتیک که در متون علمی به عنوان پارگی شراپنل نیز شناخته می‌شود، در ناحیه فوقانی پرده گوش یعنی پارس فلاسیدا رخ می‌دهد. این ناحیه فاقد لایه فیبری مستحکمی است که در سایر قسمت‌های پرده وجود دارد. به همین دلیل، در برابر فشارهای منفی مداوم ناشی از عملکرد ضعیف شیپور استاش، بسیار آسیب‌پذیر است و مستعد ایجاد پاکت رتراکشن (فرورفتگی پرده) می‌باشد.

جراح برجسته گوش و قاعده جمجمه از سوئیس، در مباحث آموزشی خود همواره تاکید دارد: «یک سوراخ کوچک در ناحیه آتیک، اغلب نوک کوه یخ است؛ آنچه در ظاهر شبیه یک پوسته خشک و کوچک به نظر می‌رسد، می‌تواند دهانه ورود به یک کلستئاتوم وسیع باشد که بی‌صدا در حال تخریب ساختارهای حیاتی است.»

به دلیل موقعیت خاص سوراخ آتیک، بررسی دقیق میزان پیشروی ضایعه تنها با اتوسکوپی امکان‌پذیر نیست. در این موارد، پزشک برای ارزیابی فضای پنهان اپی‌تیمپانوم و وضعیت استخوانچه‌ها، به ابزارهای تصویربرداری متوسل می‌شود. درخواست CT اسکن برای پارگی پرده گوش در این شرایط یک اقدام استاندارد و ضروری است تا وسعت درگیری آناتومیک پیش از هرگونه تصمیم برای جراحی مشخص شود.

ویژگی آناتومیک ناحیه پارس تنسا (مرتبط با مرکزی/حاشیه‌ای) ناحیه پارس فلاسیدا (مرتبط با آتیک)
موقعیت بخش میانی و تحتانی پرده گوش بالاترین قسمت پرده گوش
ساختار بافتی دارای سه لایه (استحکام بالا به دلیل لایه فیبری) دارای دو لایه (فاقد لایه فیبری و بسیار منعطف)
آسیب‌پذیری اصلی مستعد پارگی در اثر ضربه یا عفونت حاد مستعد فرورفتگی در اثر فشار منفی مزمن

مقایسه مستقیم پارگی مرکزی، حاشیه‌ای و آتیک در یک نگاه

برای درک بهتر تفاوت سوراخ پرده گوش در انواع مختلف، باید آن‌ها را در کنار یکدیگر قرار داد. تشخیص نوع پارگی پرده گوش نیازمند دقت به جزئیاتی است که تنها زیر نور و بزرگنمایی میکروسکوپ گوش یا اتوسکوپ‌های پیشرفته نمایان می‌شوند. هر نوع از این پارگی‌ها، سیگنال متفاوتی از وضعیت سلامت گوش میانی مخابره می‌کنند.

در جدول زیر، تفاوت‌های کلیدی که در روند تصمیم‌گیری بالینی بیشترین اهمیت را دارند، در کنار هم مقایسه شده‌اند. این مقایسه نشان می‌دهد که چرا یک نسخه واحد برای تمام پارگی‌های پرده گوش وجود ندارد و درمان باید کاملا شخصی‌سازی شود.

نوع پارگی ارتباط با آنولوس خطر ایجاد کلستئاتوم پیام اصلی در معاینه بالینی
مرکزی فاصله دارد (احاطه شده با پرده) بسیار پایین معمولا ناشی از تروما یا اوتیت مدیا حاد؛ شانس بالای ترمیم
حاشیه‌ای تماس مستقیم و تخریب آنولوس بالا احتمال ورود پوست به گوش میانی؛ نیازمند ارزیابی دقیق‌تر
آتیک (شراپنل) محدوده فوقانی (پارس فلاسیدا) بسیار بالا نشان‌دهنده فشار منفی مزمن؛ نیازمند تصویربرداری تکمیلی

تفاوت «محل پارگی» با «علت پارگی»؛ دو مفهومی که نباید با هم اشتباه شوند

بسیاری از اوقات، بیماران می‌پرسند که آیا پارگی گوششان از نوع عفونی است یا ضربه‌ای؟ در حالی که این سوال به «علت» اشاره دارد، پزشک در معاینه به دنبال «محل» پارگی است. یک پارگی ممکن است در اثر استفاده از گوش‌پاک‌کن، سیلی خوردن، یا یک عفونت حاد تنفسی ایجاد شده باشد؛ اما نام‌گذاری آن به عنوان مرکزی، حاشیه‌ای یا آتیک، صرفا بر اساس موقعیت هندسی سوراخ روی پرده انجام می‌شود.

برای مثال، فردی که در اثر یک سیلی محکم دچار کاهش شنوایی انتقالی شده است، معمولا با یک پارگی مرکزی با لبه‌های نامنظم و خونی مراجعه می‌کند. در مقابل، فردی که سال‌ها از اختلال عملکرد شیپور استاش رنج برده، ممکن است بدون هیچ ضربه‌ای، دچار یک پاکت رتراکشن عمیق و در نهایت یک پارگی آتیک شود. در هر دو حالت، افت شنوایی وجود دارد، اما مکانیسم ایجاد بیماری و به تبع آن استراتژی درمانی کاملا متفاوت است.

التهاب مزمن گوش میانی می‌تواند باعث تغییرات ساختاری در مخاط شود که ترمیم طبیعی پرده را مختل کند. در این شرایط، حتی یک سوراخ مرکزی که به ظاهر باید خودبه‌خود بسته می‌شد، باز می‌ماند. بنابراین، اگرچه محل پارگی ریسک‌های آینده را مشخص می‌کند، اما علت اولیه پارگی نیز در تعیین شانس موفقیت مداخلات درمانی و جراحی، فاکتوری تعیین‌کننده است.

جمع‌بندی: اگر قرار باشد سه نوع پارگی پرده گوش را در یک جمله از هم تفکیک کنیم

ارزیابی دقیق پرده گوش، فراتر از دیدن یک فضای خالی در انتهای مجرای گوش است. همان‌طور که بررسی شد، واکنش بیولوژیک گوش به یک سوراخ، وابستگی شدیدی به موقعیت آناتومیک آن دارد. برای جمع‌بندی کاربردی این مفاهیم پیچیده، می‌توان هر دسته را در یک قانون کلی خلاصه کرد تا دیدگاه تحلیلی نسبت به این عارضه شفاف‌تر شود.

پارگی مرکزی، سوراخی ایمن‌تر در میان بافت خود پرده است که معمولا به دنبال حوادث حاد رخ می‌دهد و امید به ترمیم بافتی در آن بالاست. پارگی حاشیه‌ای، سوراخی است که مرز دفاعی آنولوس را شکسته و زنگ خطری برای ورود پوست و عفونت‌های مزمن به گوش میانی محسوب می‌شود. در نهایت، پارگی آتیک در بالاترین نقطه پرده، معمولا نوک کوه یخِ یک بیماری پنهان و مزمن است که نیازمند بررسی‌های تصویربرداری و مداخلات تخصصی‌تری خواهد بود.

دکتر علی کوهی

بورد تخصصی گوش و حلق و بینی؛ فلوشيپ اتولوژی و نورواتولوژی؛ رتبه یک کشوری برد گوش حلق و‌ بینی در سال 1389 و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران. دوره فلوشیپ اتولوژی-نوراتولوژی و جراحی قاعده جمجمه را در دانشگاه استنفورد آمریکا.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *